ابو القاسم راز شيرازى

81

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

ظلمت و كدورت است ، و ادبار آن ، دليل است بر غلبهء محبّت و توجّه به عالم قدس و تجرّد بر نفس انسان ، و آن باعث نور و صفاء است . بعد مىفرمايد : عبد ، متقلّب « 4 » مىشود با جهل ، مثل تقلّب ظلّ با شمس ؛ چنان‌كه يك دفعه مىيابى انسان را جاهل به خصال نفس خود ، كه حمد مىكند نفس خود را ، و عيب خود را در ديگران مىبيند ، و ذمّ مىكند ايشان را ، و يك دفعه مىبينى انسان را عالم به عيوب نفس خود ، و غضب مىكند نفس خود را ، و مىبيند محاسن نفس را در ديگران و مدح مىكند ايشان را ؛ يعنى اين دو حال ، دليل است بر آنكه انسان ، متقلّب است ميان عقل و جهل خود ؛ گاهى كه حالت عقلى غلبه مىكند ، برخورد مىكند به عيوب خود و محاسن كاملين ، و ملامت مىكند خود را ، و مدح مىگويد ديگران را كه كامل‌تر از خود مىيابد ، و گاهى كه حالت جهل غلبه مىكند ، مدح مىگويد نفس خود را ، و ملامت مىكند ديگران را بر عيوب ايشان . بعد مىفرمايد : پس انسان متقلّب است ميان عصمت و حفظ الهى ، و خذلان و فروگذاشتن حقّ تعالى عبد را ؛ پس اگر مقابله كرد عبد را عصمت الهى ، صواب مىكند ؛ يعنى برمىخورد به مطلوب و كمال خود ، و اگر مقابله كرد او را خذلان ، خطا مىكند ؛ يعنى باز مىماند از كمال خود ، و گرفتار مىشود به هواى نفس . پس عبد بايد طلب عصمت و حفظ نمايد از حقّ تعالى از هواهاى نفسانيّه و جهل خود ، تا آنكه حقّ تعالى او را فرونگذارد به دست نفس ، و اعانت فرمايد او را بر مخالفت نفس و هواى او ، در طلب رضاى حقّ تعالى . بعد مىفرمايد : كليد جهل ، شهوت است و اعتقاد به آن ؛ يعنى ميل به

--> ( 4 ) - متقلّب شدن ، تقلّب : از حالى به حالى شدن ، ديگرگون شدن